امروز:

چشم خدا


سلام بر چشم خدا
آن دم که با خدا نجوا می کند و آنگاه که قطرات اشک بر گونه ی مبارکش بوسه می زنند


مولا جان : هر چند آمدنت حتمی است ، من اما در هراس نبودن خویشم ...
کاش نسیم، عطر نفسهایت را به غربتم برساند.
تو را ای گل همیشه بهار سلام میگویم و باز چشم میدوزم به راه آمدنت ...
ولی شرمساریم از انتظار ...

_______
_____
__


برای آمدنت انتظار کافی نیست
دعا و اشک و دل بیقرار کافی نیست
خودت دعایی کن ای نازنین که برگردی
دعای این همه چشم انتظار کافی نیست


اللهم عجل لولیک الفرج



نوشته شده در : دوشنبه 28 تیر 1389  توسط : محمد مهرافروز.    نظرات() .

تحلیلی برکارآیی مردم شناسی فرهنگی

http://amlashhijab.mihanblog.com      تحلیلی برکارآیی مردم شناسی فرهنگی


نوشته شده در : پنجشنبه 22 بهمن 1388  توسط : محمد مهرافروز.    نظرات() .

ارتباط یک بچه جن با یک خانواده هشت نفره قزوینی!!

ارتباط یک بچه جن با یک خانواده هشت نفره قزوینی!!
اعضاى هشت نفره یك خانواده قزوینى ادعا مى كنند كه از ۱۱ماه پیش یك بچه جن با آنان در ارتباط است!!
اعضاى هشت نفره یك خانواده قزوینى ادعا مى كنند كه از ۱۱ماه پیش یك بچه جن با آنان در ارتباط است ومى توانند به وسیله او از آنچه در آینده روى مى دهد مطلع شوند. فرزندان این خانواده پس از دوستى و آشنایى با این بچه جن دچار مشكلات شدید روحى و روانى شده اند.
� نخستین بار چه گذشت :
خانه در محله اى قدیمى واقع شده است. پدر خانواده با نگرانى در مورد آنچه كه روى داده مى گوید: ۱۱ماه پیش بود. پسر كوچكم كه ۱۵ساله است دچار حالت تشنج گونه شدیدى شده و در ناحیه گردن تمام رگهایش متورم شده و عضلات دستها و صورتش به شدت منقبض شده بود. او با صداى وحشتناكى با تمام ما درگیر شده بود.
وى گفت: از اینكه پسرم دچار جنون آنى شده ترسیده بودم ونمى دانستم چه كار كنم، هیجان او به اندازه اى بود كه همه به او خیره شده بودیم تا اینكه او جلوى آینه رفت و در آن شروع به حرف زدن كرد.
وى گفت: بعد از آن كم كم آرام شد و بعد با اشاره به ما گفت: این دختر دوست من است. ما هیچ كس را نمى دیدیم ولى او در آینه شروع به صحبت كردن با او كه روز بعد وقتى سرسفره براى خوردن ناهار نشسته بودیم همسرم خواست پارچ آب را وسط سفره بگذارد، پسرم در یك لحظه پارچ را برداشته و به دیوار كوبید و گفت: مامان! حواست كجاست؟ چرا پارچ را روى سر دوست من مى گذارى؟ خیلى از این وضعیت احساس خطر كردم براى همین بود كه همان روز پسرم را به نزد یك متخصص روانپزشكى بردم و مشكل را با آنان در میان گذاشتم ولى دكتر قرص آرامبخش براى او نوشت كه هیچ تاثیرى روى او نداشت و تنها براى مدتى او را آرام مى كرد.
*دومین جن زده
وى گفت: وضعیت پسرم همه اعضاى خانواده را پریشان كرده بود. همه نگران وضعیت او بودیم و مى ترسیدیم كه مبادا بلایى سر او بیاید. در این میان دخترم كه تازه نامزد كرده بود بیشتر از بقیه احساس نگرانى مى كرد. بعد از چندروز متوجه شدم دخترم كه پرشور، اجتماعى و سرو زبان دار بود، ساعتها گوشه اى مى نشیند و به حالت افسردگى مبتلا شده است.
دخترم دیگر از خانه بیرون نمى رفت و در گوشه اى مى نشست. ساعتها گریه مى كرد. فكر مى كردم به خاطر وضعیت برادرش به این روز افتاده است، ولى بعد از چندروز حالت عجیبى از او سر زد او ناخن هایش را به شدت مى جوید و در زمانى كه در اتاق تنها بود با خودش حرف مى زد. نامزد دخترم از وضعیتى كه پیش آمده بود گلایه مى كرد و رفتارهاى دخترم با او باعث شد كه او ناراحت شود و سرانجام به توصیه من رفت و آمدش را به خانه ما كم كرد.
این پدر ادامه داد: دخترم در حرفهایش جسته و گریخته از دخترى حرف مى زد كه ما قادر به دیدن او نبودیم. او كم كم دیگر جلوى ما با موجودى حرف مى زد كه به چشم ما نمى آمد. هر روز شانه اى به دست مى گرفت و درهوا طورى تكان مى داد كه انگار دارد موهاى كسى را شانه مى كند.
وى ادامه داد: چند روزى گذشت یك روز تشنج شدیدى به او دست داد و در یك لحظه به طرف من حمله كرد. از این رفتار دخترم تعجب كردم. او با ناراحتى به من گفت: بابا! تو مقصر تمام بدبختى هائى هستى كه براى دوست من به وجود آمده است. سعى كردم او را آرام كنم. از او علت را پرسیدم و او گفت: تو دست هاى دوست مرا سوزانده اى.

*سومین جن زده
پدر مى گوید: پسر دیگرم هم بعد از مدت كوتاهى مثل آن دو شد. او هم از دوستى حرف مى زد كه ما او را نمى دیدیم. مى دانستیم كه این پسرمان هم مثل آن دوتاى دیگر جن زده شده است.

*پیشگویى
مادر خانواده در حالى كه ناراحت است مى گوید: در شرایطى بودیم كه نمى دانستیم چه كنیم. شوهرم و من به هر درى مى زدیم به نتیجه نمى رسیدیم. یك روز دخترم را شروع به نصیحت كردم و به او گفتم: دخترم تو چرا پدرت را آدمى سنگدل مى دانى كه دوست تو را سوزانده است. او آدم مهربانى است. دخترم گفت: مى دانى كه بابا قبلاً قصد ازدواج با شخص دیگرى را داشته است و اصلاً به تو هیچ علاقه اى ندارد. بعد هم گفت: زیاد نگران دایى نباش. دایى دچار ناراحتى كلیه است و تا ۱۰ ماه دیگر مى میرد. ۱۰ ماه بعد برادرم در بیمارستان جان سپرد. دیگر متوجه خطر جدى در نزدیك خودمان شده بودیم. هركس آدرسى از پزشك، دعانویس و امامزاده مى داد بچه ها را به آنجا مى بردیم. حتى گفتند زنى در شمال كشور امكان تسخیر اجنه را دارد و ما بچه ها را به آنجا بردیم. خانه آن زن در روستایى دورافتاده بود. پیرزن بچه هایم را داخل اتاقى برد. صداى ضجه بچه هایم را مى شنیدم، دیوانه شده بودم نمى توانستم تحمل كنم. شوهرم هم وضعیت بدترى از من داشت پیرزن با سرسختى به ما اجازه واردشدن به اتاق را نمى داد.
وى گفت: پنج روز آنجا بودیم. بچه هایم آرامتر شده بودند. پیرزن به من گفت: مقصر اصلى تمام این ماجراها شوهر تو است. ولى نه من و نه شوهرم واقعاً علت را نمى دانستیم. چند روز بعد از بازگشتن به قزوین دوباره سردردها، تشنج ها، حرف زدن ها، شانه زدن موهاى دخترك جن و واگویه ها وپیشگویى ها شروع شد. هر روز وقتى سر سفره ناهار یا شام مى نشستیم مى دانستیم كه دخترم قاشق قاشق به دوستش غذا مى دهد. او قاشق را پر مى كرد در هوا مى چرخاند و به سوى كسى كه كنارش نشسته بود مى گرفت و غذاى درون قاشق در یك لحظه ناپدید مى شد، بى آنكه ببینیم كسى قاشق را به دهان مى برد.
پسر كوچك خانواده كه ۱۵ ساله است مى گوید: دوستم دخترى است كوچك. او مثل ما لباس مى پوشد ولى دست هاى او سوخته است. دوستم همیشه گریه مى كند و از پدرم ناراحت است.

*چرا؟
پسرك مى گوید: خب معلوم است پدرم دست هاى او را سوزانده است. پدر من، پدر ومادر او را هم سوزانده و كشته است. پسرك بغض مى كند و مى گوید: او در كنار من مى نشیند و من با اوحرف مى زنم و او اطلاعات زیادى را به من مى دهد.

*چهارمین جن زده
خاله بچه ها كه از شنیدن وضعیت بچه هاى خواهرش نگران شده است راهى قزوین مى شود تا جویاى حال آنان شود ولى این زن بعد از چند روز اقامت در این خانه وقتى به خانه اش باز مى گردد، دچار همین حالات مى شود بر اثر پیش آمدن این حالات، همه از او فاصله مى گیرند و مشكلات زیادى براى او و خانواده اش پیش مى آید.

*كودكان جن زده محله
چند كودك و نوجوان كه به نوعى از دوستان فرزندان این خانواده قزوینى هستند بعد از مدتى دچار حالات مشابهى مى شوند. وضعیت همسایگان محله به هم ریخته است. یكى از این خانواده ها كه ادعا مى كند فرزندش جن زده شده یك كوچه بالاتر و دیگرى چند كوچه آن سوتر ساكن است.

*بچه جن
تمام این كودكان در مورد دوست كوچك خود مى گویند: او دخترى كوچك است. كاملاً شبیه انسان است. دست هایش سوخته است. لباس تمیز ومرتبى بر تن دارد. او همیشه در حال گریه وزارى است. موهایش بلند است و مثل همه انسانها حرف مى زند. پدر خانواده در مورد حالاتى كه در تمام فرزندانش مشاهده كرده است مى گوید: وقتى در لحظاتى بچه هایم ادعا مى كنند كه دوست جن شان را مى بینند دست هایشان مثل او از هم به دو طرف باز مى شود. عضلاتشان كشیده شده، چشمان شان كاملاً سرخ و پرخون و رگ هاى گردنشان متورم و چهره شان دگرگون مى شود.

*ادامه پیشگویى ها
بچه ها گاه و بى گاه از ...، نبودن همسایه، آمدن میهمان، كتك و دعوا در محل كار خبر مى دهند. در حالى كه این پیشگویى ها تاكنون كاملاً درست بوده است. مادر بچه ها با گریه مى گوید: نمى دانم چرا بچه هایم اینطورى شده اند. از این وضعیت ناراحت هستیم. آنها بعد از تشنج با تزریق سرم و دارو آرام شده و به حالت عادى باز مى گردند.
� متخصصان چه مى گویند؟
یك كارشناس ارشد روانشناسى با اشاره به مشكلات روحى و روانى این افراد مى گوید: جن قابل لمس یا دیدن نیست. در احادیث و روایت اسلامى نیز به آن اشاره شده ولى به صورتى كه این خانواده وبچه ها ادعا مى كنند نیست به احتمال قوى همه این افراد دچار ناراحتى روحى-روانى كه زاده تخیل و تلقین است شده اند.
منبع:http://shad23.dorblog.com


نوشته شده در : جمعه 22 آبان 1388  توسط : محمد مهرافروز.    نظرات() .

تصاویر یافت شده برای جستار جن

تصاویر یافت شده برای جستار جن -    


نوشته شده در : جمعه 22 آبان 1388  توسط : محمد مهرافروز.    نظرات() .

جن در کلام بزرگان

نظر بوعلی سینا در باره جن:

جن حیوان هوایی عاقل ، که دارای جرم شفاف است و به اشکال گوناگون در می آید . رساله حدود

نظر استاد علامه طباطبایی صاحب تفسیر کبیر المیزان  در باره جن:

كلمه (جن ) به معناى نوعى از مخلوقات خداست كه از حواس ما مستورند، و قرآن كریم وجود چنین موجوداتى را تصدیق كرده ، و در آن باره مطالبى بیان كرده :
اول اینكه : این نوع از مخلوقات قبل از نوع بشر خلق شده اند.
دوم اینكه : این نوع مخلوق از جنس آتش خلق شده اند، همچنان كه نوع بشر از جنس خاك خلق شده اند، و در این باب فرموده : (و الجان خلقناهم من قبل من نار السموم ) .
سوم اینكه : این نوع از مخلوقات مانند انسان زندگى و مرگ و قیامت دارند، و در این باب فرموده : (اولئك الذین حق علیهم القول فى امم قد خلت من قبلهم من الجن و الانس ) .
و چهارم اینكه : این نوع از جانداران مانند سایر جانداران نر و ماده و ازدواج و توالد و تكاثر دارند، و در این باره فرموده : (و انه كان رجال من الانس یعوذون برجال من الجن ) .
پنجم اینكه : این نوع مانند نوع بشر داراى شعور و اراده است ، و علاوه بر این ، كارهایى سریع و اعمالى شاقه را مى توانند انجام دهند، كه از نوع بشر ساخته نیست ، همچنان كه در آیات مربوطه به قصص سلیمان (علیه السلام ) و اینكه جن مسخر آن جناب بودند، و نیز در قصه شهر سبا آمده است .
ششم اینكه : جن هم مانند انس مؤ من و كافر دارند، بعضى صالح و بعضى دیگر فاسدند، و در این باره آیات زیر را مى خوانیم (و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون ، انا سمعنا قرانا عجبا یهدى الى الرشد فامنا به ) ، (و انا منا المسلمون و منا القاسطون ) ، و (انا منا الصالحون ، و قالوا یا قومنا انا سمعنا كتابا انزل من بعد موسى مصدقا لما بین یدیه یهدى الى الحق و الى طریق مستقیم یا قومنا اجیبوا داعى الله ) ، و آیات دیگرى كه به سایر خصوصیات جنیان اشاره مى كند.
از كلام خداى تعالى استفاده مى شود كه ابلیس از طایفه جن بوده ، و داراى فرزندان و قبیله اى است ، چون در قرآن مى خوانیم : (كان من الجن ففسق عن امر ربه ) ، و نیز مى خوانیم : (افتتخذونه و ذریته اولیاء من دونى ) ، و نیز مى خوانیم : (انه یریكم هو و قبیله من حیث لا ترونهم ) .  تفسیر سوره جن

 

ظرمتفکر شهید استاد مطهری در باره جن:

« و خلق الجان من مارج من نار »" قرآن موجود دیگری را عرضه می‏دارد به نام " جن " یا " جان " كه در ادبیات فارسی ما این امر منشأ یك‏ سلسله اشتباهات شده و آن این است كه ما اغلب كلمه " جن " را به " دیو " ترجمه می‏كنیم و دیو در فارسی قدیم و در فرهنگ خیلی قدیم ایران ‏معنا و مفهوم دیگری داشته غیر از مفهومی كه جن در قرآن دارد . مثل خود كلمه " شیطان " است كه گاهی آن را به " اهریمن " ترجمه می‏كنند ، در صورتی كه این دو كلمه مساوی یكدیگر نیستند .
 قرآن همه مأمورانی را كه در نظام‏
 خلقت از طرف پروردگار دخالت دارند " ملك " می‏نامد ، ولی در مقابل‏  به " جن " هم قائل است . جن در ردیف ملائكه نیست ، در ردیف انسان‏  است ، یعنی در عالم جزء مخلوقاتی است كه مكلف و موظف ‏اند ، مثل انسان‏ ، منتها جن مخلوقی است كه درجه‏اش از انسان پایین‏تر است . گو اینكه از نظر بعضی از قدرتها بر انسان می‏چربد و تواناییهایی داردكه انسان ندارد .
ولی از نظر درجه وجودی از انسان پست
‏تر است ، و حتی آن كارهایی كه بعضی از افرادی كه سر و كارشان با جن است - البته آنهایی كه راست می‏گویند -  انجام می‏دهند ، اینها را اهل معنا نمی‏پسندند ، یعنی سروكار داشتن انسان‏ با جن روح انسان را تعالی نمی‏دهد ، تنزل می‏دهد و تعالی نمی‏دهد .

حال به‏  یك معنای دیگر ( كه ) اساسا آنها خود به خود مسخر باشند آن مسأله دیگری‏  است .  اینجا از خلقت انسان و خلقت جن یاد شده . قرآن می‏گوید ما انسان را از خاك ، گل ، این جور چیزها آفریدیم و جن را از شعله ه‏ای از آتش آفریدیم :
" « و خلق الجان من مارج من نار »" جنس او آتشین است ، این یك جنس
است و او جنس دیگری ، مبدأ مادی این یك چیز است و مبدأ مادی او چیز دیگری . شیطان هم راجع به آدم اول همین حرف را زد ، گفت " « خلقتنی من‏ نار و خلقته من طین »" مرا از آتش آفریدی و او را از گل .‏ می‏خواست بگوید آتش بر گل شرافت دارد ، اصل من بر اصل او شرافت دارد .

آشنایی با قرآن (تفسیر سوره الرحمن)
 

نظر آیه الله استاد علامه مجلسی صاحب بحارالانوار در باره جن:

اختلافی بین مسلمانان نیست که شیطان وجن از اجسام لطیفی هستند که در برخی از جاها دیده می شوند ودارای حرکات سریئی هستند که قادرند حتی در مجرای خون بنی آدم نیز حرکت کنند .

بحارالانوار جلد 14 صفحه 635

نظر صدرالمتالهین شیرازی ملقب به ملا صدرا در باره جن:

جن را وجودی در این جهان حس ، و وجودی در جهان غیب و تمثیل ( عالم مثال) است . اما وجودشان در این جهان همانگونه که بیان شد هیچ جسمی که آنرا نوعی از لطافت و اعتدال باشد نیست جز آنکه آنره روحی در خور آن و نفسی که از مبداء فعال بر آن افاضه شده است میباشد وممکن است که علت ظهور صورت پنهانی (جنی) در برخی از اوقات آن باشد که آنان بدنهای لطیفی دارند که در لطافت و نرمی متوسط بوده و پذیرای جدایی و گرد آمدن است و چون گرد آمده و متکاثف  شده قوام آن ستبر شده و مشاهده میگردد .وچون جدا گشت قوامش نازک و جسمش لطیف گشته و از دیدگان پنهان میگردد مانند هوا که چون تکاثف یافته و به صورت ابر درآمد مشاهده می گردد و چون به لطافت خود بازگشت دیده نمی گردد زیرا برخی اوقات ابر از توده های زیاد هوا ، بدون آنکه از بخار دریا و جز آن یاری و مدد بگیرد بوجود می آید ، چنان که در محل خود بررسی شده است.

نظر عالم جلیل القدر ابراهیم عاملی در تفسر عاملی در باره جن:

بعضی حکما جنیان را صور معلقه نامیده اند که نه وابسته به آسمان و نه چسبیده به زمین باشند بلکه در میان آسمان و زمین به سر می برند و مانند آدمیان دریابند و بدانند و چون در ساختمان وجود جوری هستند که نزدیک به عوالم بالا می شوند شاید بتوانند پاره ای از مغیبات و آنچه پوشیده از آدمیان است آنها دریابند پس ممکن است به سوی عوالم بالا و عوالم الهی بروند و گوش فرا دهند و از ملائکه و موجودات مجرده چیزی فراگیرند.

نظر آیه الله سید عبدالکریم کشمیری در باره ملائکه ،جن و موکل:

درباره ملائکه از ایشان سوال شد فرمودند :

ملائکه انواع و اقسام بسیار دارند وظهورات آنان هم متعدد می باشد حتی بوی آنان در هر جایی خاص است  وقتی در نجف مشغول نماز هزار قل هوالله بودم ، دیدم کنارم ملکی همانند پنبه سفید میباشد من رکوع میروم او هم رکوع میکند و من سجده می کردم او هم سجده میکرد.

درباره جن از ایشان سوال شد فرمودند :

بارها این موجودات الهی را دیده ایم ، رنگ و بو و اشکال آنها نیز  مختلف و متعدد است.

درباره موکل از ایشان سوال شد فرمودند :

موکل اسماء الهی ملک هستند لکن مراتب اینها به نسبت بعضی ملائکه مقرب پایین تر است.


نوشته شده در : جمعه 22 آبان 1388  توسط : محمد مهرافروز.    نظرات() .

هدف از راه اندازی وبلاگ جن:

هدف از راه اندازی وبلاگ جن:

·         اثبات وجود موجوداتی که در زندگی انسان تاثیر گذارند (همانطور که کتب مقدس و علماء دینی گفته اند ) ولی بسیاری به دید خرافه به آن نگاه میکنند.

·         اطلاع رسانی برای علاقه مندان

·         در اختیار قرار دادن مطالب مفید از منابع غنی دینی و اساتید مجرب برای اهل تحقیق و پژوهش.

·         راهنمایی کسانی که به نوعی در زندگی بصورت مستقیم و غیر مستقیم ( دعانویسی و..) با این موجودات دست و پنجه نرم میکنند

·         یکی از بزرگترین دلایل ایجاد این سایت بهره برداری برای نویسندگان و سینماگران است . چرا باید ایران از این نظر غنی باشد ولی هموطنان بی صبرانه منتظر آثار سینمایی هالیوود باشند؟ درحالیکه آنها درست و نادرست را برای اغراض سیاسی خلط میکنند و باتکنولوژی روز به خورد همه دنیا میدهند .

نکته قابل توجه : ما هیچگونه تشویقی برای ارتباط با این موجودات نمیکنیم چون همانطور که در قسمت تسخیر جن و ارتباط با جن بیان کردیم  ارتباط با جن بسیار خطرناک است و مجربین این موضوع بسیار نهی کرده اند لذا پاسخ به هر گونه ایمیلی درخصوص دستورالعمل  برای ارتباط با جن از جانب ما بی جواب خواهد ماند


نوشته شده در : جمعه 22 آبان 1388  توسط : محمد مهرافروز.    نظرات() .

حتما بخوانید

مطلبی در باره جن

اگر شما کلمه جن را در جستجوگر های اینترنتی وارد کنید نتیجه ای که میگیرید مساوی است با تصاویر جن و روح در سایتهایی به زبان عربی و فارسی و......  درمیان آن عکسهای متفاوتی و عجیبی وجود دارد (ما به آنها در قسمت تصاویر اشاره کرده ایم) در این بین نکاتی وجود دارد که باید به عرضتان برسانیم.

 نکته ها:

هر مسئله ای که از دسترس بشر دور باش جذابیت خاصی برای او دارد پس این مسئله میتواند با جذابیتی که دارد ، میتواند برای صاحبان  وبلاگها و سایتها بازدید کنندگان را افزایش دهد.

 

تصاویری از قبیل اینکه در جارو برقی فلان چیز(جن) مشاهده شده یا در قبرستان(روح) یا در مجلس مهمانی یا در جنگل و..... بسیار  زیاد دیده میشود . جالب اینجاست  که از لحاظ نوشتاری نیز نکاتی بسیار خواندنی در اینگونه سایتها وجود دارد مثلا در وبلاگی دیده میشود که جنها را تقسیم به شنل پوش و غیر شنل پوش میکند و به یک مشت سوال بی پایه و اساس در رابطه با موضوع جن میپردازد .

توجه:

کسانی که این مطالب را در وبلاگهای رایگان و یا در سایتهای غیر علمی خود ارائه میدهند:

یا اصلا از ماهیت وجودی روح و جن هیچ نمیدانند  و تصورات خود را خوراک دیگران میکنند

یا از سادگی مردم سوء استفاده کرده وبر معروفیت سایت خود اضافه میکنند

و صورت دیگر اینکه میخواهند اصل وجود چنین موجودی را به افسانه و خرافه تبدیل کنند

یا مریضهای روانی هستند که توهمات و تخیلاتشان را ارائه میکنند

 

در یکی از سایتها موضوع صفحه  تصاویری از ماوراء  نام دارد!!!!!!

چند سوال در این زمینه از بعضی سایتهای عربی و اندک سایتها و وبلاگهای ایرانی که خوراکشان این مزخرفات است میپرسیم :

اصلا ماوراء یعنی چه ؟ عالم مجردات چیست؟  موجودی که وجود نامحسوس دارد یعنی چه؟ آیا موجودی که از مجردات است ، دوربین عکاسی و فیلمبرداری قدرت تصویر برداری از آن را دارد؟ آیا شما میتوانید از کینه یا محبت عکس بگیرید؟ اینها مفاهیم مجرد از ماده هستند ، آیا همچین امکانی هست؟ چطور میشود روح را دید و از آن عکس برداری کرد ؟ یعنی چشم انسان قدرتش از یک  دوربین کمتر است ؟ پس چرا چشم بشر نمیتواند روح و جن را ببیند اما دوربین فلان عکاس چنین کاری را میکند ؟ اصلا شما خودتان میگوئید ماوراء الطبیعه حتی معنای لفظی این جمله را ببینید خودش مغایر اثر مادی است . چگونه دو معنای متضاد هم را بکار میبرید یعنی عکس ( وجود مادی) از ماوراء(وجود مجرد از ماده)؟

(البته ما اعتقادی بر ماورائی بودن جن نداریم و بر اساس دو فرض موجود - که عده ای میگویند جن ماورائی است و عده ای میگویند مادی است- این سوالات را مطرح کردیم برای اطلاع بیشتر به بخش ماهیت جن مراجعه شود اما  روح ، که ازموجودات ماورائی است و همه هم بر این اتفاق نظر دارند)  

متاسفم برای دوستانی که بدون دانسته های علمی اینگونه مطالب را به خورد ساده دلان میدهند و ما قبلا هم عرض کردیم نقل مطالب از قسمت عمومی این سایت  با ذکر منبع بلامانع است پس لطف بفرمائید با افکار و اعتقادات مردم بازی نفرمائید حداقل این سایت با وجود  استادان صاحب کتاب و گروه پژوهشی در باره جن و ماوراء پشتیبانی میشود  همچنین با رعایت پایه و اساس علمی / تحقیقی وروایی ارائه مطلب مینماید.

خواهش عاجزانه ما این است که بامبانی دینی انسانها بازی نکنید فرضا هزار نفر هم بیشتر وارد سایت شما بشوند ، اگر مطالب شما با ادله نباشد که هم آبروی خود را برده اید و هم آبروی کیش و آئینتان را !

 توصیه ما این است مطالب با پایه و اصول وقابل دفاع اگر کم هم باشد گسترش پیدا میکند  چیزی که خداوند در کتب آسمانی ، بشر را مطلع  از آن میکند لطفا با خیال پردازی تبدیل به افسانه و خرافه نکنید .


نوشته شده در : جمعه 22 آبان 1388  توسط : محمد مهرافروز.    نظرات() .

جن در کتب مقدس

یافته های ما در کتب آسمانی فعلا محدود به تورات ، انجیل و قرآن است و با تحقیق بیشتر مطالبی از کتب آسمانی دیگر در اختیار کاربران محترم قرار میدهیم .

جن در قرآن بصورت گسترده تر آمده لذه در ابتدا موارد جن را در کتب مقدس دیگر می آوریم و سپس فرموده قرآن را بیان میکنیم:

در تورات آمده است: به صاحبان اجنه توجه نکنید . به جادوگران نپردازید تا مبادا توسط آنان ناپاک شوید ، خداوند و خدای شما منم.لاویان 19/31

باز هم در تورات آمده : کسی که به صاحبان اجنه و جادوگران توجه می کند تا آنکه از راه زنا از ایشان پیروی کند ، روی عتاب خود را به سوی او گردانیده و اورا از میان قومش بر می دارم .قاموس کتاب مقدس ص 15و 16           

در انجیل آمده که جنیان در وجود مردی جن زده رسوخ کرده بودند و حضرت عیسی (علی نبینا و علیه السلام) آنان را از بدن آن مرد بیرون آورده و در بدن چند خوک قرار داد. آنان به حضرت استغاثه کردند اما آن حضرت نپذیرفت .نثر طوبی جلد 1 صفحه 139 و140

پس نتیجه میگیریم : دو کتاب مقدس تورات و انجیل که از کتب آسمانی هستند وجود جن را تائید میکنند.

موضوع و کلمه جن در جاهایی از قرآن آمده اما غالبا بین مفسران قرآن تعریف جن را در آیات سوره الرحمان میآورند چون از ماهیت جن بصورت شفاف در سوره الرحمان صحبت شده است .

ما در این قسمت تفسیر جن را بصورت مختصر از اکثر تفاسیر آورده ایم و تفسیر سوره جن را بصورت مفصل در جن در کلام خدا می آوریم:

«و جنّ را از شعله‏هاى مختلط و متحرك آتش آفرید» (وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ). باز در اینجا دقیقا براى ما روشن نیست كه آفرینش «جن» از این آتشهاى رنگارنگ چگونه بوده است؟ همان گونه كه خصوصیات دیگر آن نیز از طریق وحى صادق یعنى قرآن مجید و وحى آسمانى براى ما ثابت شده است، محدود بودن معلومات ما در برابر مجهولات هرگز به ما اجازه نمى‏دهد كه این حقایق را انكار كنیم یا نادیده بگیریم، بعد از آن كه از طریق وحى اثبات گردد، هر چند علم به آن راهى نیابد. تفسیر نمونه

محتمل است از نظر تمثل باشد كه دود و شعله از نظر تجرد آن باشد كه داراى حدت و حرارت و سوزندگى است و گر نه جسمانیت ندارد بلكه نیروى پلیدیست و تماس معنوى با روان و افكار بشر دارد و مانند شیطان اصیل بعض افراد جن نیز داراى نیرنگ هستند كه با افراد بشر تماس میگیرند و آنان را بضلالت و گمرهى جلب مى‏نمایند.

خلاصه محتمل است همه انواع جن مانند شیطان اصیل وسیله آزمایش‏ .  تفسیر انوار درخشان

" وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ" كلمه" مارج" به معناى زبانه خالص و بدون دود از آتش است.و بعضى گفته‏اند: به معناى زبانه آمیخته با سیاهى است.و مراد از" جان" نیز مانند انس نوع جن است، و اگر جن را مخلوق از آتش دانسته به اعتبار این است كه خلقت جن منتهى به آتش است.و بعضى «2» گفته‏اند: مراد از كلمه" جان" پدر جن است، (همانطور كه گفتند: مراد از انس، پدر انسانها، آدم (ع) است).  تفسیر المیزان

الْجَانَّ پدر جنّ را كه به قولى ابلیس است آفرید.مِنْ مارِجٍ مارج شعله آتشى است كه دودى ندارد، بعضى گفته‏اند: شعله آتش مخلوط با سیاهى آتش است. «من» بیانى است و گویى فرموده است از آتش خالصى یا آتش آمیخته.  تفسیر جوامع الجامع

(وَ خَلَقَ الْجَانَّ) یعنى پدر جان را، حسن گوید: آن ابلیس پدر جن بود و آن از شعله آتش آفریده شد، چنانچه آدم علیه السلام آفریده از گل است.

 (مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ) مجاهد گوید: یعنى از آتش‏هاى مختلف سرخ و سیاه و سفید و بعضى گویند: مارج، خالص و صاف از گل و شعله آتشى كه دودى در آن نیست.     ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن

وَ خَلَقَ الْجَانَّ: و بیافرید جان را كه پدر جن است، یعنى ابلیس‏ را نزد بعضى خلق فرمود جمیع جنیان را، مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ: از زبانه صافى بى‏دود از آتش.

 گویند مارج آتشى است كه زبانه سرخ و زرد و سبز آن به یكدیگر آمیخته گردد بعد از بلندى و تیزى آن. در فتوحات مكیه مذكور است كه مارج آتشى است كه ممتزج به هوا و آن را هوائى مشتعل گویند، پس جان مخلوق است از دو عنصر كه آتش و هوا باشد، و آدم آفریده شده از دو عنصر كه آب و خاك است چون آب و خاك بهم ممزوج شوند آن را طین گویند.

چون هوا و آتش بهم ممزوج شوند آن را مارج گویند. و چنانچه تناسل در بشر به القاى آب نطفه است در رحم، تناسل در جن به القاى هواست در رحم انثى، و میان آفرینش جان و آدم مدت شصت هزار سال بوده .   تفسیر اثنا عشری

درباره خلقت جن در سوره حجر خواندیم: وَ الْجَانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ/ 27، معلوم است كه مراد از مارِجٍ مِنْ نارٍ و نارِ السَّمُومِ هر دو یكى است اگر ثابت شود كه جن مانند انس زاد و ولد دارد چنان كه از لفظ ذریه در آیه أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّیَّتَهُ أَوْلِیاءَ ... كهف/ 50 به نظر مى‏آید، در اینصورت منظور از جان ابو الجن است.در تفسیر برهان روایتى در این رابطه از حضرت صادق علیه السّلام نقل شده است.از حضرت رضا علیه السّلام نقل است كه مرد شامى از على علیه السّلام از ابو الجن پرسید امام فرمود:«شومان و هو الذى خلق من مارج من نار»

یعنى پدر جن شومان است كه از شعله خالص یا مختلط آفریده شد. تفسیر احسن الحدیث

خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّارِ وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ انسان را خدا از گلى خشك و چسبنده مانند گل كوزه گران بدین حسن و زیبائى آفرید و جنیان را از زبانه آتش مختلف زرد و قرمز و سبز كه در آن دودى نبود خلق كرد چه مرج مخلوط شدن چیزیست بچیز دیگر و جان را ابو الجان گویند چنانكه آدم را ابو البشر نامند. ابى بصیر از حضرت صادق علیه السّلام سؤال نمود خبر دهید مرا از خلقت اجنه فرمود جان را خلق كرد از آتش سموم و آن آتشى است كه نه حرارت دارد و نه دود و او را مارج نامید و جفتش را از همان آتش آفرید و موسوم كرد او را بمارجه با هم همبستر شدند فرزندى از آنها متولد شد بنام جن و از این فرزند قبایل و طوایف بسیارى بوجود آمد كه یكى از آنها شیطان ملعون است و از براى جان و جن فرزندان پسر و دختر توأمان متولد مى‏شد تعداد آنها رسید بعدد سنگریزه‏هاى بیابان‏.  تفسیر جامع

و جنّ را آفرید از شعله آتش صاف و بى‏دود- یا از آتش مختلط قرمز و سیاه و سفید یعنى از شعله مختلط از آتش (بنابر تفسیر روح البیان نقل از باب نهم سفر ثانى فتوحات گویند: مذكور است كه مارج آتش است ممترج بهوا كه آنرا هواى مشتعل گویند پس جان مخلوق است از دو عنصر آتش و هوا و آدم آفریده شده از دو عنصر آب و خاك چون آب و خاك بهم شوند آنرا طین گویند و چون هوا و آتش مختلط گردد آنرا مارج خوانند ...) تفسیر خسروی    

خلق فرمود پدر اجنّه را كه در سوره حجر ذكر شد از شعله جوّاله صافى و بدون دودى از آتش چون اصل مارج بمعناى مضطرب است و اینجا بصافى از دود تفسیر شده‏ .   تفسیر روان جاوید

آفرینش جنّ: آنهم مادّه و مبدء أوّلى تكوّن و خلقت آن حرارت و نور است كه موجودات مخصوص و لطیفى بوجود آید كه آنها را جنّ گویند. و أمّا پروردگار شرق و غرب، اشاره است به این كه اقبال مردم و پیشرفت و یا إدبار و پشت كردن آنها همه تحت نظر خداوند باشد. تفسیر روشن 

وَ خَلَقَ الْجَانَّ و آفرید جان را كه پدر جن است چنانچه مراد از انسان آدمست كه پدر انس است و در عیون اخبار الرضا در حدیث شامى آورده كه از حضرت امیر المؤمنین علیه السلم اسم پدر جن را پرسید حضرت فرمود نام او شومانست و بعد ازین فرمودند كه «و هو الذى خلق من مارج من نار»

و بعضى گفته‏اند كه مراد از جان مطلق جن است مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ از صاف و خالص كه آن آتش است بنا برین من نار بیان من مارج است و بعضى گفته‏اند كه مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ باین معنى است كه از زبانه سرخ و زرد و سبز از آتش كه آن رنگها بیكدیگر آمیخته باشند و چون خلقت جن و انس از جمله نعمتهاست‏ .   تفسیر لاهیجی 

وان ابو الجن است و ابلیس عنید

     از زبانه آتش او را آفرید

گفته محیى الدین كه مارج آتش است

     بر هوا ممزوج و این شرح خوشست

 از دو عنصر كاتش و باد است او

     آفریده گشت جن بى ‏گفتگو

تفسیر صفی

آفرینش جنّ از شعله‏ى آتش همان است كه قرآن گفته است و درست است و از اندازه‏ى درك آدمى بیرون است و ما نمى‏دانیم جنّ چگونه بر زمین زندگى مى‏كند.  تفسیر عاملی

و جنّیان را از آمیخته‏اى از آتش و شعله‏هاى آتش چون قوى شود، التهاب پیدا مى‏كند و درهم فرومى‏رود، چنان كه بخشى از آب دریا در بخش دیگر آن داخل مى‏شود، و اساس آفرینش نعمتى است كه باید جنّیان سپاسگزار آن باشند، كه خدا به آنان چنان قوتى بخشید كه یكى از آنان تخت بزرگى همچون تخت بلقیس ملكه سبا را از یمن به فلسطین در مدت زمانى انتقال داد كه از زمین بلند شدن سلیمان (ع) از جایگاه خودش كوتاهتر بود! و چون هر یك از جنّیان به اصل خود نظر افكند و به نعمتهایى كه خدا به او ارزانى داشته، متوجه آن خواهد شد كه هر شرف و بزرگوارى كه دارد از فضل خداوند متعال است‏. تفسیر هدایت

  وَ خَلَقَ الْجَانَّ و آفرید جان را كه پدر جنست و آن ابلیس است نزد بعضى و یا خلق كرد تمام جنیانرا مِنْ مارِجٍ از زبانه صافى كه مضطرب و متحركست بى‏دود مِنْ نارٍ از آتشو گویند مارج آتشیست كه زبانه سرخ و زرد و سبز آن با یك دگر آمیخته گردد بعد از بلندى و تیزى آن در باب نهم از سفر ثانى فتوحات مذكور است كه مارج آتشى است ممتزج بهوا كه آنرا هواى مشتعل گویند پس گویند جان مخلوقست از دو عنصر كه آتش و هواست و آدم آفریده شده از دو عنصر كه خاك و آبست چون آب و خاك بهم ممزوج شوند آنرا طین گویند و چون هوا و آتش بهم مخلوط گردند آن را مارج خوانند و چنانكه تناسل در بشر بالقاى آب نطفه است در رحم تناسل در جن بالقاى هواست در رحم انثى و میان آفرینش جان و آدم مدت شصت هزار سال‏ . تفسیر خلاصه المنهج

وَ خَلَقَ الْجَانَّ و بیافرید جنّیان را، مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ  گفتند «جانّ» ابو الجنّ است چنان كه آدم ابو البشر است. ضحّاك گفت: مراد به «جانّ» ابلیس است. ابو عبیده گفت «جانّ» واحد جنّ است. من مارج گفتند: «مارج» لهب صافى باشد درفش و بخشیدن» آتش كه به آن دودى نباشد عبد اللّه عبّاس گفت: زبانه آتش باشد، عكرمه گفت: نیكوتر آتشى باشد. مجاهد گفت: آن باشد كه مختلط شود بعضى به بعضى از لهب او سرخ و زرد و سبز، آنگه‏ در حال چون  آتش باز گیرند.  روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن

وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ مارج در لغت بمعنى اضطراب آمده و مارج من نار ظرف آتش را گویند كه مخلوط بدود باشد در (المنجد) است كه مارج (الشعلة ذات اللهب الشدید) یعنى شعله آتشى كه بسیار شدید باشد.

از فتوحات مكى از باب نهم آن چنین نقل میكنند مارج آتشى است ممزوج بهوا كه آن را هواى مشتعل گویند و (جان) مخلوق از دو عنصر آتش است و آدم آفریده شده از دو عنصر آب و خاك است چون آب و خاك ممزوج بهم گردد آن را طین نامند و تناسل بشر بالقاء آب نطفه است در رحم و تناسل جن بالقاء هوا است در رحم انثى و بین آفرینش جان و انسان مدت هشت هزار سال طول كشید. مخزن العرفان در تفسیر قرآن

وَ خَلَقَ الْجَانَّ و بیافرید جان را كه پدر جن است مِنْ مارِجٍ از زبانه صافى بى‏دود مِنْ نارٍ از آتش و گفته‏اند مارج از آتشى است كه زبانه سرخ و سبز و زرد بیكدیگر آمیخته گردد بعد از بلندى و تیزى آتش در باب نهم از سفر ثانى فتوحات مذكور است كه مارج آتش است ممتزج بهوا كه آنرا هواى مشتعل گویند.

 پس جان مخلوق است از دو عنصر آتش و هوا و آدم ع آفریده شد از دو عنصر خاك و آب چون خاك و آب بهم ممتزج شوند آنرا طین گویند و چون هوا و آتش مختلط گردند آنرا مارج خوانند و چنانچه تناسل در بشر بالقاى آب است در رحم و تناسل در جن بالقاى هوا در رحم انثى و میان آفرینش جان و آدم ع مدت شصت هزار ساله بود . تفسیر مواهب علیه

وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ: و بیافرید پریان را از پاره‏اى آتش.گفته ‏اند جانّ اب


نوشته شده در : جمعه 22 آبان 1388  توسط : محمد مهرافروز.    نظرات() .

مطلبی در باره جن

http://www.jinnmasters.com/index.php

ارتباط با جن مستلزم به تسخیر در آوردن این موجو میباشد و برای مردم عادی  راه دیگری ندارد یعنی حتما باید جن را به تسخیر کشید تا بتوان با او ارتباط داشت به چندین روش میتوان با جن رابطه برقرار کرد

1-     طریقه اذکار : که شامل اورادی است که با مداوت به خواندن آن به مرور نهان جن آشکار خواهد شد

2-     اجرای اعمال : اجرای یک سری از اعمال متشکل از اوراد و اذکار و سوزاندنیها و... در کنار یکدیگر

3-  استفاده از مواد خاص: مثل سورمه هاییکه برای این منظور از مواد خاص طبیعی ترکیب و به چشم کشیده میشود

4-  تنهایی در طبیعت: با قرار گرفتن در طبیعت و تنها بودن بصورت مداوم در شرایط خاص ابتدا به شنیدن اصوات سپس به دیدن منتهی شود خیلی اوقات هم دیدن بصورت موقت رخ میدهد که باگذر زمان دائمی و ارادی میشود  

5-  بزرگی روح: اینکه انسان به مرحله ای از بزرگی روح و قوت و قدرت معنوی برسد که بتواند جن و ماوراء را رویت کند   که این قسمت خارج از بحث تسخیر است  چون در این نوع از دیدن شما کسی از اجنه را به تسخیر در نمیآورید بلکه خود آنها به خدمتگذاری انسان در می آیند  این مورد در روحانیون از ادیان و مرتاضان بسیار دیده میشود

چهار طریق ذکر شده اول قطعا با عوارض بسیار همراه خواهد بود که همگی به دلیل سنخیت نداشتن دو موجود ،هم از لحاظ طبیعی و هم از لحاظ معنوی و ماورائی است

عنصر مادی انسان متفاوت از عنصر جسمیت پیدا کرده جن است شرح این مبحث در قسمت تخصصی بیان شده است

سطح فکری دو موجود نیز بسیار متفاوت است همانطور که قابلیتهای جن بسیار شگفت انگیز است قابلیت فکری او نسبت به انسان بسیار ضعیف میباشد البته ذکر این نکته لازم به نظر میرسد که تمامی قابلیتهای جن به غیر از مسئله طول عمر برای انسان اکتسابی و دست یافتنی است

چون انسان از نظر خلقت در بالا ترین سطح مخلوقات قرار دارد بنا بر همین ارتباط او با تمام موجودات همراه با به خدمت گرفتن آنها خواهد بود شما هر حیوانی را که بخواهید با او زندگی کنید به تسخیر در آورده ، تربیت کرده و از او استفاده مینمائید از  مرغ و گوسفند و حیوانات اهلی تا شیر و دلفین و عقاب که وحشی هستند ابتدا محبوس ،سپس از آنها  بهره برداری مینمایند

جن نیز همینگونه است شما در حالی میتوانید اورا به خدمت بگیرید که با اذکار و اوراد که مسائل معنوی و غیر مادی است او را محبوس نموده سپس ارتباط برقرار مینمائید

مسئله بسیار ظریفی که در این قسمت باید ذکر شود :

ببینید کسی که ارتباط با اجنه برقرار میکند از هر طریق  چه ذکر ، چه اجرای اعمال چه ترکیبات و چه طبیعت -به استثناء پنجمین مورد -  در حین انجام گرفتن کارها قدرت روحی خود را بالا میبرد به این معنا که شما به مرحله ای میرسید که جن را میبینید نه اینکه او ظاهر میشود جن قول چراغ نیست که ظاهر شود جن موجودی است که وجود دارد اما از دید ما پنهان است و با این اعمال شما به مرحله ای میرسید که میتوانید وجود اورا درک کنید بحث مفصل تر را به قسمت تخصصی سایت ارجا میدهیم

اولین بار رویت جن یعنی دیدن همیشگی او

با اولین باری که بتوان به دنیای اجنه وارد شد برای همیشه میتوان این موجود را دید و کمتر اتفاق میافتد که کسی یکبار با اراده خود جن را رویت کند بتواند از این حالت در آید چون این قابلیت در انسان ایجاد شده یا بهتر بگوییم به فعلیت رسیده است پس دیگر مفارقت از دنیای جن تقریبا غیر ممکن میشود دقیقا همانند این است که شما قابلیت صحبت کردن را پس از یادگیری بخواهید فراموش کنید مگر حادثه ای رخ دهد تا قدرت تکلم را از شما بگیرد

تنها فرقی  که در این مثال با رویت جن وجود دارد در اختیار بودن زبان در تکلم است شما هر وقت بخواهید میتوانید تکلم کنید اما خیلی اوقات نمیخواهید اجنه را رویت کنید اما آنها را میبینید ( صرف نظر از اینکه آنها با شما کاری دارند یا ندارند)


نوشته شده در : جمعه 22 آبان 1388  توسط : محمد مهرافروز.    نظرات() .